عز الدين حسينى زنجانى

54

شرح خطبه حضرت زهرا (ع) (فارسى)

احكام ثابت و غير ثابت مساوى هستند . « 1 » اين همان است كه مولاى متقيان عليه السلام در وصف ائمه عليهم السلام فرمود : هَجَمَ بهم العِلمُ على حقيقةِ البَصِيرة و باشَرُوا رُوح‌َاليقينِ ؛ علم ، بر اساس حق و حقيقت بر آنها هجوم آورد و آنان با روح يقين مباشرت و تماس مستقيم داشتند . خلاصه الهام ، دريافت حالات انجذاب ( كشيده شدن و جذب شدن ) به اعمال صالح و حقايق عالى بدون مقدمه و فكر و استدلال است كه معلوم نمىشود چگونه و از كجا حاصل شد ؟ بلكه شحص آن را به‌طور دفعى در مىيابد . چنين حالتى را الهام و نفث در روع « 2 » يا نفث در قلب مىنامند . انگيزهء حالت الهام بىترديد روان آدمى استعداد آن را دارد كه حقايق معلومات در آن منعكس گردد ؛ اما حجاب‌هايى مانع اتصال به منبع خروشان حقيقت و درك آن مىگردد ؛ كه در عرف و شرع از آن منبع به « لوح » تعبير مىشود . روان انسان در مقابل حقايقى كه در لوح نقش بسته ، مانند دو آينه است كه روبه روى هم قرار گيرند . حجاب پرده‌اى است در ميان اين دو آينه . گاهى همين پرده با استدلال و فراگرفتن - كه آن را اعتبار و استبصار مىنامند و ( مخصوص دانشمندان است ) - بر طرف شده و واقع درك مىشود و گاهى با هجوم بر قلب چنان كه اشاره شد . در قسمى كه در قلب انسان القا مىشود ، اگر از القا كننده اطلاعى حاصل نشد ، يعنى مَلكى كه آن را در قلب مىاندازد ، ديده نشد ، آن را الهام و نفث در روع مىگويند . چنانچه در حديث وارد شده إذا أرادَ اللّهُ بِعَبْدٍ خَيراً نَكَتَ في قَلْبِهِ نُكْتَةً مِن نُورٍ ؛ « 3 » وقتى كه خداى متعال خيرى را براى بنده‌اى اراده فرمايد نكته‌اى از نور در قلب او قرار مىدهد . گفت‌وگو

--> ( 1 ) . يعنى وحى نيز چنانچه خواهد آمد از سنخ الهام و مرتبهء كاملى از الهام است و چنان كه وحى محال عقلى باشد ، بايد الهام هم محال باشد و چون مانند هم هستند و هر حكمى كه براى يكى از آنها ثابت شود براى ديگرى هم ثابت است ؛ پس اگر وجود الهام را احساس مىكنيم وحى كه مرتبهء كامل الهام است نيز وجود دارد . ( 2 ) . قلب . ( 3 ) . مجمع البحرين ، ماده « نكت » .